
![]()
![]()

|
||
|
ديدن خوابهاي ترسناك بيشتر در كودكان 5 تا 6 ساله شايع است و ممكن است بر اثر رويدادها و مسائل ترسناكي باشد كه كودك طي روز در تلويزيون ميبيند يا در داستانها و كتابها ميخواند يا اطرافيان تعريف ميكنند و يا اصولاً مسئلهاي باشد كه كودك شخصاً با آن روبهرو است؛ مانند دعواها، مشكلات احساسي و در بچههاي بزرگتر، مشكلات در مهد و مدرسه و شايد سختي تكاليف درسي و... .
همشهري |
اثر آلودگي هوا بر کاهش بهره هوشي کودکان
پروژه ملی شبکه مهد های کودک الکترونیک ایران از سال 1383با هدف تسهیل ارتباط بین سازمان بهزیستی (دفتر امور کودکان و نو جوانان)،مهد های کودک ، خانواده ها ، سازمانها و ارگانهای فعال در حوزه کودک طراحی و با همکاری سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ،سازمان بهزیستی کشور ، سازمان بهزیستی استان اصفهان ، شهرک علمی و تحقیقاتی، سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری اصفهان پیاده سازی شده است . متاسفانه در برخی استان ها به دلیل بی اطلاعی از حساسیت موضوع اقدام به سوء استفاده از نام و شکل پروژه شده . لازم به ذکر است این پروژه با شماره ثبت رسمی 101808 در دبیر خانه شورای عالی انفورماتیک کشور ثبت گردیده و هیچ نمونه یا نمایندگی در استانهای دیگر ندارد . طبیعی است هر شکل استفاده از نام ، تصاویر ،تعاریف و متون این پروژه در پایگاه های دیگر پیگرد قانونی خواهد داشت . به نقل از راهبر پروژه، این پروژه به مرور و در زمانهای برنامه ریزی شده با هماهنگی سازمان بهزیستی کل کشور و سازمان بهزیستی آن استان مانند استانهای فارس ، لرستان ، خراسان شمالی ، خوزستان و گیلان به کلیه استانها انتقال خواهد یافت .

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم ،
به جای آن که انگشت اشاره ام را به سمت او بگیرم ،
در کنارش انگشت هایم را در رنگ فرو می بردم و نقاشی می کردم ،
اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم ،
به جای غلط گیری به فکر ایجاد ارتباط بیشتر می بودم ،
بیشتر از آنکه به ساعتم نگاه کنم به او نگاه می کردم ،
سعی می کردم درباره اش کمتر بدانم ،اما بیشتر به او توجه کنم .
به جای اصول راه رفتن ،
اصول پرواز کردن و دویدن را با او تمرین می کردم .
از جدی بازی کردن دست بر می داشتم ، وبازی را جدی می گرفتم .
در مزارع بیشتری می دویدم ،
وبه ستارگان بیشتری خیره می شدم ،
بیشتر در آغوشش می گرفتم
وکمتر او را به زور می کشیدم
کمتر سخت می گرفتم
و بیشتر تأئیدش می کردم .
اول احترام به خود را در او می ساختم
وبعد خانه و کاشانه اش را
وبیشتر از آنچه که عشق به قدرت را یادش بدهم ، قدرت عشق را یادش می دادم .
برگزیده از کتاب عشق سوم-شماره یک
نویسنده :دایان لومان ترجمه پروین قائمی
