ارسال شده توسط resalat2 در تاریخ سه شنبه ، ۱۶ آبان ۱۳۹۶
مونته سوری

مونته سوري در تعليم وتربيت ، بعنوان يك آموزگار پژوهشگر و يك مربي صاحب نظر از شهرت بالائي برخوردار است. نظريا ت او در تفكر رشد نگر از اهميت بالائي برخوردار است .  او از نخستين كساني بود كه مراحل حساس و بحراني را در رشد رواني شخص بررسي و بحث كرده است.  و بالاخره در رابطه با فراگيري زبان روشهاي ابداعي جديد و مطلوب عرضه نمود.علاوه بر اين ها او نظرات ارزشمندي در مورد صلح جهاني و بازسازي تعليم و تربيت ارائه نمود كه مورد توجه جهانيان قرار دارد.


 
ماريا مونته سوري معتقد بود كه:

 

۱- ساختارهاي شخصيت كودك قبل از دوران دبستان شكل مي گيرد و اين ساختار بدون شك بر رفتار، نگرشها، ارتباط او با خود و ديگران بر سرنوشت تحصيل و زندگي بزرگسالي او تأثير عمده اي خواهد داشت.

 

 مراحل رشد كودكان شامل مراحل حساس و بحراني است كه در عمل، در هر دوره ، با كودك متفاوتي روبرو هستيم ودر آموزش بايد به اين مراحل و ويژگي هاي هر دوره توجه نمود.  اين مراحل عبارتند از :

 

1-1 مرحله از تولد تا هفت سالگي 

 

كه در اين مرحله به ترتيب ، مراحل حساس تاكيد بر نظم،پرداختن به جزئيات ،بكار گيري دستها،راه رفتن،فراگيري زبان،و... ديده ميشود. 

 

مونته سوري در بيان شرايط اين مرحله مي گويد:«همه اين فراگيري ها خودبخودي است و بدون معلم انجام مي شوند و در سنين تا قبل از هفت سالگي انجام ميشود و وقتي كه كودك همه كارها را  به تنهايي انجام داده است ،ما تازه آن موقع او را به مدرسه مي فرستيم  و به عنوان يك كار بزرگ سعي ميكنيم به او الفبا بياموزيم !

 

 »همچنين ما گستاخي را به حدي ميرسانيم  كه تمام توجهمان را روي عيوب و كاستي هاي كودك  متمركز مي كنيم  كه  در مقابل تواناييهاي او بسيار ناچيزند.  

 

همچنين معتقد است بر حسب اينكه محيط زندگي كودك داراي تمدني ساده يا پيچيده باشد، تار ذهني او ( ذهن كودك را به شبكه تار عنكبوتي تشبيه نموده كه در پي شكار لحظه ها و درك پديده ها دام گسترده است. ) كوچك تر يا بزرگتر خواهد بود و به او امكان رسيدن به هدفهاي  كمتر يا بيشتروبزرگتر را مي دهد و لذا برغني سازي محيط تاكيد مي نمايد. 

 

عملا ،اين مرحله ،فعاليتهاي موسوم به « تمرينات زندگي روزمره » را شامل مي شود،و با كنار زدن حدو حدود طفوليت ، رو به سوي استقلال و خودكفايي ميرود. 

 

لذا در اين مرحله تمرينات بردباري ،دقت و تكرار اهميت فراواني دارند.  

 

1-2 هفت تا دوازده سالگي :

 

 نياز كودك به رهايي از محيط بسته و محدود،آشنايي با فرهنگ و تمدن و تجربيات اجتماعي ،مرحله گذر از ادراك حسي به  تفكر انتزاعي ،با تحول در مسائل اخلاقي ،تمايل به قضاوت كردار، ظهور وجدان ، درك مفهوم عدالت وتوجه به آن ،در اين مرحله «عدالت در توزيع» در هر چيز،از تنبيه و تشويق گرفته تا هر رفتار خاص ديگر،و رعايت مساوات ،آنقدر مهم تلقي مي شود كه از انحراف شخصيت فرد بسوي خودخواهي و انزوا جاوگيري ميكند.

 

در اين مرحله بايد ها و نبايد ها، تمرينات اخلاقي و ارزشي مانند كمك به ضعفا ،كهنسالان،بيماران ، همچنين تمرينات ورزشي ، راهپيمائيهاي طولاني ،كه موجب رويارويي با يك زندگي جدي تر و سخت تر است ، توصيه مي شود. 

 

در اينجا تفاوت يك معلم كه كودكان را به يك گردش معمولي مي برد با تشكيلاتي مانند پيشاهنگي،آشكار مي شود.اولي آنها را فقط از يك محيط بسته خارج مي كندو آنها را به راه رفتن وادار ميكند تا محيط اطرافشان را از طريق حواس دريافت كنند.

 

اما اين امر به هيچ وجه باعث علوّ شخصيت نمي شود چرا كه كودك به طور غيرفعال در آن شركت مي جويد ، برعكس اگر بچه ها آگاهانه وبراي هدفي مشخص كه آزادانه انتخاب كرده باشند،از مدرسه خارج شوند،نتيجه كاملا فرق خواهد كرد،همچون پيشاهنگي كه گردهمائي آزادانه كودكان با اهداف اخلاقي است، و جذابيت آن ،با گردشهاي طولاني ،شبهايي در هواي آزاد،مسئوليت هر فرد در قبال كار خود ،آتش ،اردو زدن و كمك كردن و ... با پيوستن آزادانه فرد به جامعه هم سن و سالش ، ضمن اينكه وجدان فرد راتقويت ميكند، رضايت مندي خارق العاده اي نيزايجاد مي كند ،چرا كه دستاوردهاي كودكي خويش را بكار مي بندد و با حقايق آشنا مي شود.

 

 تعليم و تربيت در اين دوره بايد به عنوان راهنما عمل كند،چيزي كه براي كودك مهم است، احساس امنيت و ارامش در بزرگسالان است.

 

1-3 مرحله 12 تا 18   سالگي :

 

در نظر گرفتن مدرسه به عنوان محل ارائه آموزش يك ديدگاه است ،و در نظر گرفتن آن به عنوان محل آماده سازي براي زندگي ،نقطه نظر ديگري است در مورد  دومي ،مدرسه بايد تمام نيازهاي زندگي را برآورده سازد. تعليم و تربيتي كه مبتني بر اصلاح كودك باشد يا او را مجبور كند ماهيت واقعي خويش را انكار كند، چنين تعليم وتربيتي كودك را به طرف ناهنجاريها سوق ميدهد.برعكس دوره پيش آهنگي كه كودكان را در خارج از محيط مدرسه ،با زندگي سازمان يافته آشنا مي سازدهمواره در اين راستا مورد توجه بوده است.

 

 

 

۲- كودكان بايد معلم ما باشند؛ 

 

نبايد به كودكان به­عنوان موجودات ضعيف و بي­دفاعي نگريست كه نيازهايشان تنها حمايت­شدن و كمك گرفتن از ديگران است، بلكه آنها موجوداتي الهي­اند كه از لحظه­ي تولد داراي زندگي پرجنب و جوشي از نظر روحي هستند و به­ وسيله­ي فطرت هوشمندي هدايت مي­شوند كه به آنها توانايي ساختن شخصيت انساني را مي­دهد. از آنجا كه اين كودكان، بزرگسالان آينده هستند ما بايد آنها را به­عنوان شكل­دهنده­ي اصلي بشريت بپذيريم. بزرگ­ترين راز پيدايش ما در درون كودك نهفته است و آنچه انسان را به كمال مي­ر­ساند در درون او متجلي است.

 

كودكان معلمان ما هستند. اما با درنظرگرفتن كودك به­عنوان موجودي بي­اراده و بدون رهنموهاي دروني، بزرگسالان او را مجبور به تسليم­شدن درمقابل خواسته­هاي خود ميكنند.

 

 بنابراين، بزرگ­ترها تمايلات طبيعي و حساس كودك را سركوب مي­سازند و در درون او مخالفت­ها و مقاومت­هاي سرسختانه­اي را بيدار مي­كنند كه به انحطاط و بيماري­هاي رواني منجر مي­شود.

 

۳- در آموزش ، اشياء بهترين مربيان هستند ، 

 

ماريا معتقد بود اشيائي كه حواس كودكان را تحريك مي كند و به آنان امكان فعاليت جسماني مي دهد،بسيار ميتوانند اثربخش باشند .او ابتدا مهره هايي براي به نخ كشيدن،تكه پارچه هائي براي دوختن دگمه، وصل كردن مهره ها و به بند كشيدن آنها ،و درمرحله بعد كه احساس كرد كارش نتيجه مناسبي داده است ، حروف الفبا را با قطعات چوبي ساخت و با اين روش خواندن و نوشتن را به بسياري از كودكان آموخت.

 

۴ - يكي از نكات مهم در رشد حركات ريتميك است كه باعث پرورش و رشد جسماني كودك مي شود

 

۵ - كودكان بايد راه خود را مستقلاً پيدا كنند 

 

كودك بايد در فرايند آموزشي خود عامل فعالي باشد يا بايد به او عنوان يك عامل فعال در فرايند آموزشي خود نگاه كرد. كودك كسي نيست كه فقط در معرض اتفاقات قرار گيرد، بلكه كسي است كه بايد بوسيله اراده اش اتفاقات را بوجود آورد. به همين خاطر ما بايد دائما" ساختمان تجربه مداومي را پي ريزي كنيم، چون كودك در هر لحظه ممكن است حركت متفاوتي را انجام دهد. پس روش آموزش به خود كودك بستگي دارد.

 

۶- مونته سوري نسبت به خيال پردازي و تخيل كودكان حسي بدبينانه و انتقاد آميز داشت

 

 و با اينكه معتقد به رعايت تمايلات طبيعي در رشد كودك بود،خيال پردازي را رد ميكرد و معتقد بود كودك عاشق اين است كه در عوالم سحرآميز غير واقعي سرگردان شود اما با اين كار او ارتباط خود را با دنياي واقعي از دست ميدهد و داستانهاي خيالي مانند جن و پري و بابا نوئل تنها او را به ساده لوحي تشويق ميكندچون برخوردي غير فعالانه دارد و فقط دريافت كننده است ،قدرت تشخيص و داوري در او پرورش نمي يابد ،در حالي كه به اين دو نياز دارد.اگر بخواهيم تخيل خلاق را در كودك پررورش دهيم ،بايد قدرت مشاهده و تشخيص او را در دنياي واقعي پرورش دهيم .

 

۷- اعتقاد به اصل  يادگيري از طريق فعاليت يادگيرنده. 

 

اگر از كودك مدرسه مونته سوري بپرسند : خواندن را از كه آموختي ؟ پاسخ خواهيم شنيد:«از هيچ كس ،من فقط كتاب را مي خوانم تا ببينم آيا ميتوانم آن را بخوانم.»

 

۸- «آموزش براي صلح» با هدف برقراري صلح پايدار

 

۹-  بازسازي اجتماعي و صلح با هدف   آزادي و اتحاد جوامع بشري

 

 فعاليت ها

 

 صرف نظر از اعتقادات پايدار قبلي­اش در مورد اينكه كودكان بايد معلم ما باشند و نظرياتش در مورد آزادي و اتحاد جوامع بشري، وي متوجه مشكلات پيشرفت اجتماعي شد، از اين رو مبارزه­اي را با عنوان آموزش آغاز كرد.     

 

 مونته­سوري اعلام كرد كه هدف از آموزش، برقراري صلح پايدار و كار سياستمداران، دورنگهداشتن دنيا از جنگ است. 

 

جرقه­هاي انديشه­ي او باعث ايجاد اميدواري ميان كشورهاي اروپايي شد. تشكلات و گروهاي سياسي به پشتيباني از او برخاستند و از انديشه­هاي آموزشي او و ايده­هايش در مورد اينكه كودكان بايد راه خود را مستقلاً پيدا كنند، استفاده كردند. 

 

هنگامي­كه ماريا مونته­سوري در صحبت­هايش به صلح و جنگ اشاره كرد، برداشت­هاي مختلف از مفهوم اين لغات، باعث ايجاد مفهوم جديدي از نقد و بررسي شد و مفاهيم كهنه و سنتي درباره­ي جنگ و صلح را از بين برد و همچنين اين برداشت­ها جرقه­اي تازه در افكار مدرن امروزي ايجاد كرد.

 

ماريا مونته­سوري با دقتي زياد و صادقانه كه هميشه در تحقيقاتش براي يافتن حقيقت به كار مي­برد، اين مسئله­ي جديد را بررسي و آزمايش كرد.

 

او در سال 1932، در يك سخنراني معروف كه  در اداره بين­المللي آموزش در ژنو، كه در آن زمان مركز جنبش­­هاي صلح­آميز اروپايي­ها بود، درباره­ي مسئله صلح سخنراني كرد.

 

 در سال 1936 يك كنگره­ي صلح اروپايي به بررسي جنبه­هاي سياسي اين مسئله پرداخت. در آن كنگره كه در شهر بروكسل برگزار شد، ماريا مونته­سوري در مورد مسئله صلح سخناني ايراد كرد و همچنين چند تن از سخنگويان سياسي و برجسته اروپايي نيز در آن كنگره سخنراني كردند.

 

هنگام وقوع جنگ داخلي در اسپانيا، او به لندن رفت و در انگلستان نيز در مورد صلح سخنراني كرد.

 

در سال 1937 دولت دانمارك از مونته­سوري درخواست كرد تا در تالار پارلمان كوپنهاگ براي يك كنگره­ي مهم با عنوان «آموزش براي صلح» سخنراني كند. 

 

دكتر مونته ­سوري در سخنراني­اش به مسائلِ اخلاقي بشر اشاره كرد. تحت حمايت و كمك مالي يك مؤسسه­ي علمي پيشرفته، 

 

مونته­سوري در مدرسه­ي بين­الملي فلسفه، در دسامبر1937، سه سخنراني ايراد كرد و در ژوئيه­ي سال 1939، همراه با گسترش و شدت­ گرفتن جنگ، براي انجمن جهاني مذهب، كه يك مؤسسه­ي مذهبي بين­المللي بود، سخنراني كرد.

 

ماريا مونته­سوري در آن زمان تمامي تفكرات اجتماعي، سياسي، علمي و مذهبي را از ذهنش دور كرده بود. دانشگاه­ها، مؤسسات و انجمن­هاي كشورهاي مختلف، در تصميم­گيري­هاي خود براي تحول و بازسازي جامعه­ي بشري همگام و متحد شده و دكتر مونته­سوري را به­عنوان كانديداي جايزه­ي نوبل صلح در سال 1949 و 1950 درنظر گرفته بودند.

 

تلاش­هاي بي­وقفه و دلسوزانه­ي او طي سال­هاي فعاليتش در هندوستان، كه از سال 1939 شروع شده بود، باعث ايجاد يك پايه­ي علمي درباره­ي بازسازي اجتماعي و صلح جهاني شد و همچنين موجب شد كه مونته­سوري يك نظريه­ي منسجم و يكپارچه را براي خوانندگانش در كتابي با عنوان تفكرات جذاب ارائه كند.

 

اينك چكيده اي از  اهم فعاليتهاي مونته سوري  را، براي يادآوري بيشتر بيان ميكنيم :

 

۱ .  راه اندازي اولين مركز بهداشتي – تربيتي در محله فقير نشين رم

 

۲ .  تلاش­هاي خستگي­ناپذير به منظور يافتن راهي جديد در عرصه­ي آموزش   

 

۳ .  افتتاح اولين خانه­ي كودك  در ششم ژانويه­ي سال 1907 در شهر رم

 

۴ .  انجام آزمايشات مكرر در مورد  حالات ذهني و رواني  كودكان و ويژگي­هاي شخصيتي آنها و رابطه آن با روش سنتي و اضطراب­آور آموزشي در خانه و مدرسه

 

۵ .  كاركردن با كودكاني از جوامع و فرهنگ­هاي مختلف در سراسر دنيا

 

۶ . ارائه­ي يك نقد و بررسي دقيق از اشتباهات و آسيب­هايي كه در گذشته­ي كودكان وجود داشته است.  هدف اصلي نوشته­هاي ماريا مونته­سوري  به ­وجودآوردن درك جديدي از توانايي­ها و نيازهاي كودكان، به­ويژه در نخستين سال­هاي رشدشان ، بدون ديدگاه منفي و منتقدانه، بوده است.

 

۷- نوشتن مقالات و كتاب هاي متعدد

 

۸- سخنراني هاي پرشور در مورد موضوعاتي چون توجه به نيازهاي كودك، اصلاح سيستم آموزشي ، آموزش براي صلح ،

 

۹- راه اندازي مدارس نوين با روش آموزشي  كودك مداري و عمل گرايي   

 

۰ ۱ - استفاده از آموزش و پرورش براي  گسترش صلح  و دوستي بين ملتها

 

 نكات ويژه و مورد توجه در شيوه آموزشي مونته­سوري: 

 
با آموزش كودكان در سال هاي حساسي از زندگي خود ، شيوه ي مونته سوري نه تنها كودكان را از كودكي طبيعي شان محروم نمي كند، بلكه پيشرفت هاي ذهني و هوشي آنها را سرعت مي بخشد. 
 
دوران حساس زماني است كه يادگيري كودك به سادگي انجام مي گيرد و بيشترين واكنش را به محيط آموزشي دارد. تحقيقات نشان داده است كه ذهن كودك توانايي جذب كامل بخش مختصري از مهارت ها را دارد. بنابراين بهتر است كه آموزش ازطريق دستورالعمل هاي طبيعي دوران كودكي باشد.

 

ساختار خاص وسايل و كاربرد آنها در كلاس موجب خلاقيت كودكان مي شود. با معرفي وسيله اي جديد، كودك هيجان زده مي شود و بعد از معرفي و شناساندن آن توسط معلم، تمام تلاشش را مي كند كه روي آن تسلط كامل پيدا كند. 

 

استفاده ي مناسب از اشيا در محيط آموزشي كودك امري حياتي است. ساختار در يادگيري كودك بسيار مؤثر است زيرا كودكان در ساختار، نظم و تكرار را مي بينند و احساس امنيت مي كنند. 

 

تمركز به دقت و آرامش و گاهي اوقات نشستن نياز دارد. 

 

براي كودك بسيار مهم است كه با هدف ثابتي خود را مشغول انجام يك كار كه خود نيز آن را انتخاب كرده است، بكند. 

 

وقتي كه بچه ها كارشان را شروع مي كنند به محل و مكاني مناسب نياز دارند تا خود همه چيز را به طور عملي تجربه كنند.

 

 زيرا آنان ازطريق تجربه بيشتر از زماني كه به آنها مي گويند كه چه كار كنند، چگونه آن را انجام دهند و در كجا به كار بپردازند، رشد مي كنند. اما همچنان توجه به برنامه هاي آموزش فردي براي تك تك دانش آموزان كلاس از اركان اصلي اين شيوه است.

 

زمان كافي براي فعاليت هاي گروهي و رشد اجتماعي وجود دارد. 

 

كلاس هاي مونته سوري بايد كودك را تشويق به ايجاد رابطه ي هدفمند با ديگران در كلاس كند. به علت سن دانش آموزان، كمك هاي دوطرفه ي همكلاسي ها به يكديگر و احترام به استقلال كودكان تشويق مي شود، اما هرگز تحميل نمي شود.

 

يك كلاس مناسب دربرگيرنده ي مكالمه، فعاليت هاي بيروني، موسيقي و حركت در كلاس است. 

 

وقت كافي براي بازي هاي تخيلي، موسيقي، هنر و خلاقيت وجود دارد. 

 

كودكان بايد داستان سرايي كرده و آن داستان ها را بازي كنند تا در آنها اعتماد به نفس رشد كند. 

 

بايد در كلاس ابزار هنرهاي بصري براي پرورش برخي خلاقيت ها فراهم شود. 

 

دكتر مونته سوري به وجود يك برنامه موسيقي اصرار داشته، معتقد است كه موسيقي بخشي خاص از خلاقيت كودك را رشد مي دهد. 

 

امروزه بسياري از كلاس هاي مونته سوري براي بالابردن كيفيت آموزشي از يك مربي موسيقي استفاده مي كنند. 

 

در كلاس آزادي هاي زيادي براي كودك درنظر گرفته شده است. 

 

اصل بنيادي شيوه ي آموزشي مونته سوري، آزادي كودك است. 

 

آزادي عمل فردي موجب رشد شخصيت و كمال دانش آموز مي شود. البته داشتن آزادي بيش از حد، براي مثال آزادي در استفاده از وسايلي كه هنوز برايش مجهول هستند و به او معرفي نشده اند، فقط ذهن كودك را مشغول مي كند. 

 

يك معلم خوب هميشه مراقب پيشرفت دانش آموزان است.

 

روي مهار تهاي زندگي تأكيد زيادي مي شود. كودكان راجع به انجام برخي كارهاي روزمره بسيار كنجكاو هستند. تمرين چنين فعاليت هايي توانايي هاي حسي، مهارت هاي حركتي، همكاري، قدرت عمل و اعتماد به نفس و استقلال كودك را رشد مي دهد.

 

هدف آينده سازي است. 

 

همه مي دانيم كه ويژگي هاي بنيادي مثل شخصيت، گيرايي و آرامش در سال هاي كودكي شكل مي گيرند. براي رشد اين ويژگي ها شيوه ي مونته سوري بسيار مؤثر است و كودكان در هر مقطعي مي توانند از مزاياي آموزشي آن بهره  مند شوند.

 

 آموزش مونته سوري كودكان را براي تحصيلات و زندگي آتي آماده مي كند و با يك شيوه ي آموزشي سازمان يافته به موفقيت، رشد، استقلال، اعتماد به نفس و عشق نزديك تر مي نمايد.

 

يك معلم خوب و دلسوز درمي يابد كه دانش آموزان نياز دارند به درستي راهنمايي شوند تا به نتيجه ي دلخواهشان برسند. 

 

تشويق كردن اما نه با جايزه، از برنامه هاي هر روز است، زيرا كودك به تأييد كارهايي كه انجام مي دهد نياز دارد. 

 

آموزشگر بايد دقيق باشد، زيرا تشويق و تحسين او نبايد به كودك احساس فوق العاده بودن و استثنايي بودن را انتقال دهد. علاوه بر آن، معلم كاردان، هميشه كودكان را راهنمايي مي كند تا مطمئن شود كه هريك از كودكان كار خود را به درستي انجام خواهند داد.  (سايت دانشگاه الزهرا)

 

در تعليم و تربيت  روش ماريا مونته سوري علاوه بر اينكه بر ديدگاه كودك مداري استوار است تاكيد زيادي بر روي يادگيري از راه بكار بردن حس ها و بطور كلي يادگيري از طريق فعاليت هاي يادگيرنده و راهنمايي هاي معلم مي نمايد .

 

وسايل و دستورالعمل هاي او همگي بروي اعتقاد به اصل  يادگيري از طريق فعاليت يادگيرنده متمركز است .(مقدمات برنامه ريزي پروند،ص 141 )

 

مونته سوري در شيوه آموزشي خود توجه و تاكيد زيادي بر موسيقي ، هارموني و حركات ريتميك در آموزش داشت.تا آنجا كه او حتي از شيوه هاي آموزشي موسيقي نيز انتقاد كرد و آن  را نيز متحول نمود. 

 

 اهالي موسيقي  در بيان و تمجيد روش كار و شيوه ي آموزشي او ، ضمن اينكه او را «كوديد مونته سوري » مينامد 

 

 در مورد مونته سوري مينويسند: (  به نقل از سايت خانه هنرمندان  )

 

كوديد مونته سوري : او يك پزشك بود كه به هيچ وجه موسيقي نمي دانست. وي در سال 1907 "خانه كودكان" را براي كودكان 3 تا 7 ساله تاسيس نمود و سعي كرد مسائل آموزشي تربيتي كودكان معلول را مطرح كند و از همين طريق به موسيقي دست يافت.

 
بنابراين، آراء نظرات "مونته سوري" اصلا" موسيقيايي نبودند، بلكه تعليم و تربيتي بودند. 
 
مونته سوري معتقد بود كودك بايد در فرايند آموزشي خود عامل فعالي باشد يا بايد به او به عنوان يك عامل فعال در فرايند آموزشي خود نگاه كرد. 

 

 
 
كودك كسي نيست كه فقط در معرض اتفاقات قرار گيرد، بلكه كسي است كه بايد بوسيله اراده اش اتفاقات را بوجود آورد. به همين خاطر ما بايد دائما" ساختمان تجربه مداومي را پي ريزي كنيم، چون كودك در هر لحظه ممكن است حركت متفاوتي را انجام دهد. پس روش آموزش به خود كودك بستگي دارد. 
 
اولين نتيجه اي كه مي توان از اين روش گرفت اين است كه فرآگيري كودك بسيار آزاد است و آنرا در هيچ سيستمي نمي توان محدود كرد و به عقيده او ،

 

 اشياء بهترين مربيان هستند. 

 

او محيطي را بوجود آورد كه در آن اشياء همگي واقعي هستند، يعني هيچ اسباب مصنوعي وجود ندارد. مونته سوري معتقد است كودك را نبايد رها كرد بلكه مربي بايد گام به گام با او حركت كند. البته نه اينكه مثل كودكان رفتار كند، ولي حتي الامكان سعي نمايد بياموزد كه چگونه با كودك رفتار كند.

 

 مونته سوري پس از همكاري با دوست موسيقيدانش "ماچروني" (Maccriaronni) اساس دوره هاي آموزشي خود را بر مبناي درك مفاهيم موسيقي بنيانگذاري كرد.

 

 ابتدا صدا ها را دسته بندي نمود و با شيوه هاي مختلف كودكان را آزمود و تمريناتي را در جهت دقيق شنيدن صداها بعنوان برترين نمود آموزش موسيقي پايه ريزي كرد و معتقد بود بسياري از فعاليتهاي صدايي و غير صدايي بايد به آواز خواندن منجر شود. يعني بچه ها صداهايي را كه مي شنوند بايد بخوانند.ش

 

 نكته مهم ديگري كه در روش مونته سوري حائز اهميت است، حركات ريتميك است كه باعث پرورش و رشد جسماني كودك مي شود. براي اين منظور نيز "ماچروني" با تغيير سرعت در قطعاتي كه توسط پيانو مي نواخت به كودكان مي آموخت كه چگونه به صداهاي مختلفي كه با سرعتهاي متفاوت اجرا مي شوند عكس العمل نشان دهند.

 


 


 
 
 

منوی راهنما